ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
60
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بگذارد و به او اجازه دهد كه از دمشق برود و آنها را تصرف كند . صلاح الدين پيشنهادش را پذيرفت و دستور داد كه به آن نواحى برود . لذا افضل على با گروهى از لشكريان خويش راهى حلب گرديد . صلاح الدين ، همچنين ، به فرمانروايان شهرهاى شرقى مانند صاحب موصل ، صاحب سنجار ، صاحب جزيره و صاحب ديار بكر و فرمانروايان شهرهاى ديگر ، نامه نوشت و دستور داد كه لشكريان خود را براى پسرش ، افضل ، بفرستند . پسر تقى الدين چون كار را بدين گونه ديد ، دانست كه نيروى برابرى با ايشان را ندارد . از اين رو ، به ملك عادل ابو بكر بن ايوب ، عموى پدرش ، نامهاى نگاشت و خواهش كرد كه ميان او و صلاح الدين را آشتى دهد . ملك عادل نيز صلاح الدين را از اين حال آگاه ساخت و ميانجيگرى كرد و آنان را آشتى داد و چنين قرار گذاشت كه آنچه پدر ناصر الدين محمد در شام داشته در اختيار وى بماند و شهرهاى جزيره ازو گرفته شود . قاعده صلح بدين ترتيب استقرار يافت . صلاح الدين شهرهاى جزيره را كه عبارت بودند از حران ، رها ، سميساط ، ميافارقين ، و حانى ، به ملك العادل واگذار كرد و او را پيش پسر تقى الدين فرستاد تا اين شهرها را از او تحويل بگيرد ،